تبليغاتX
وانیل و شکلات
به هیچ مبحث و دیباچه ای قضا ننوشت برای مرد کمال و برای زن نقصان

۱۶آذر ۱۳۸۷.....دقیقا ۱سال پیش همین موقع.۱سالی بود که به وانیل وشکلات سر نزده بودم.

اتفاقای عجیب  و باورنکردنی هم یکی از دلایلش بود.انقدر عجیب که هنوز باورش برام سخته.

انقدر سخت که هنوز بعد از ۳ماه زندگی در خارج از کشور به باور یک زندگی جدید نرسیدم.

هنوز ازش لذت نبردم.خبر ندارم که خودم با دست خودم راه زندگیمو تغییر دادم.

۳ماهه از زندگی خبری نیست.۳ماهه نفس کشیدن برام سخت شده.

خواهرم تنها عشقم ایرانه و دلم براش پرپر میزنه.به روم نمی آرم....به خودم میگم میگذره.!

۳ماهه که قشنگترین شغل دنیا رو گذاشتم کنار....

از وقتی اومدم اینجا یه وقتایی دستم به قلم میره و بر حسب عادت روزنامه نگارا کاغذ خط خطی میکنم.

حتی دلم واسه روزمرگی  روزنامه هم تنگ شده.واسه عصرهای طولانیش که هرگز تمام نمیشد.

واسه اضطرابش.واسه کلمه هایی که از ترس سانسور شدن پشت نقطه چین و سه نقطه های اجباری همیشه پنهان بود.

اماهمیشه امانت در نوشتن رو به عفت کلام ساختگی ترجیح می دادم.

 حالا اینجا نه خبری از سانسور هست .نه عفت کلام.نه نقطه چین....

دریغ از نیم نگاهی خسته  به تکه کاغذ های آتش گرفته از غصه....

در بی تابی ام سر میخورم .میخورد به سنگ سری که نفهمید همه اش یک تجربه بود.

اما دیگر کافی است.دیگر می خواهم بنویسم. در روزی که رنگ بویش با بقیه فرق دارد.۱۶ آذر...

بهانه خوبی است برای به روز شدن.درست بعد از یک سال اما با حال و هوایی دیگر...

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم آذر 1388ساعت 21:34  توسط ش ب ن م.... | 
 
 
 
 
چهار سال دانشجو بودیم و دانش جوییدیم و فهمیدیم که دانش، جويی نمی ارزد! کسی هم نه قبلش، نه وقتش و نه بعدش به ما نگفت که تو هم کسی هستی!  چهار تا 16 آذر گذشت کسی نگفت روزت گرامی! چهار 16 آذر گذشت اما یک دقیقه برنامه رادیو یا تلویزیون به دانشجو اختصاص نیافت.

در 16 آذر سال 1332 اتفاق بسیار نادری افتاد! در پی اعتراض دانشجویان، مزدوران رژيم شاهنشاهی !!!قداست صحن دانشگاه را زیر پا گذاشتند و در کمال بی شرمی، 3 دانشجو را به شهادت رساندند! جنایتی که هیچ جای تاریخ گویی سابقه نداشته!!! ما که حافظه نداریم شما چطور؟

آيا جایی در دنیا سراغ دارید که صحن دانشگاه جولانگاه مزدوران بی مغز رژیمی شود؟ آیا تا به حال شنیده اید خوابگاه دانشویان به خاک و خون کشیده شود؟ آیا شنیده اید دانشجویان را زنده زنده از ساختمان های چندین طبقه ی خوابگاهایشان به پایین پرتاب کنند؟ آيا سراغ دارید دانشجویی ربوده شود؟ آيا از مفقود شدن چندين ماهه ی دانشجویان چیزی به گوشتان رسیده؟؟؟؟


16آذر را همگی بعنوان روز دانشجو می شناسیمش ، ولی این روز برای ما در سالهای اخیر معنی ومفهومی تازه تر دارد
16آذر اگر در قدیم تنها روز دانشجو بوده و بیانگر صدای آنها در دوران ما به روز فریاد به استبداد تبدیل شده است ، صدایی که داد دل همه مردم ایران است
اگر در ۱۶ آذر سال۱۳۳۲سه دانشجو به شهادت رسیدند ، امروزه بعد از گذشت 53 سال باز هم چکمه های سنگین استبداد بر گلوی مردم ایران روز بروز بیشتر فشرده می شود.
درست ۴۶ سال از آذر ماه۱۳۳۲گذشت ، ۱۸ تیر ۱۳۷۸ نیز به یک تراژدی دیگر تبدیل شد . باز هم دانشجو کشته شد ، باز هم مهر خاموشی بر لبانش بسته شد و باز هم زندانها از دانشجویان و روشنفکران لبریز گردید....
دانشگاه ، با آمدن نامش بر ذهن هرکسی تصویری تداعی می شود و بر ذهن عامه دانشگاه تهران ....
عکسی بزرگ و نماد سردر دانشگاه که هنوز هم هروزه بر روی اسکناس های پنجاه تومانی دست به دست
می چرخد .
دوران دانشجویی ، دورانی که تا پا به عرصه اش نگذاشته ای رویایی خوش و آرزوی بسیاری است .
رویایی که در اولین سالهای جوانی ات و یا در انتهای نوجوانی ات شاید همه وجودت را فرا گیرد .
و اما 16 آذر روزی که روز دانشجو می نامندش و چون و چرایش را هزاران بار گفته اند .... .
وارد دانشگاه می شوی و در باورهایت خوشحال از اینکه روزی از این روزها را با نام تو نام گذاری کرده اند .
اما همه این خواب خرگوشی به یکی ، دو هفته و یا نهایتا یک ماه اول محدود می شود .
با همان نگاه تازه واردت به محیط جدید در می یابی که اینجا هم با دبستانها و دبیرستانهای شهر تو هیچ تفاوتی ندارد ، باز هم همان ایدولوژی های پوچ و هزاران خرافات و تزویر و شارلاتانیسمی که باید این بار از نوع مثلا علمی اش هضم کنی ....
حرفهای تکراری با رنگ لعابی جدید به خوردت داده می شود ، دشمن ، تهاجم فرهنگی ، در خطر بودن اسلام ،
دانشجوی اسلامی ، وفادر به رهبر و خادم حکومت اسلامی و ... باز به یاد همان شعار معروف در صبحگاهان
مدرسه ات می افتی :
خدایا ، خدایا تا انقلاب مهدی از نهضت خمینی محافظت بفرما از عمر من بکاه بر عمر او بیافزای
باری دوست خوبم و یار دبستانی حتما تو هم بهتر از من همه این مسائل را می دانی ...
در تشکل های دانشجویی هم وضعیت در حال حاضر به همین رویه و باسرعت نجومی روبه افول همچنان ادامه دارد .
بعد از آن انقلاب به قول حضرات فرهنگی که در دانشگاهها صورت گرفت و هزاران استاد و دانشجو تصویه شدند و پاکسازی و یا از کار اخراج گشتند و بازنشسته ، هنوز هم بازنشستگی زود هنگام اساتید در جریان است و هنوز هم دانشجویان از دانشگاهها اخراج می شوند .و در فضای امنیتی و اطلاعاتی کشور که شامل دانشگاه هم می شود و به یمن سر کار آمدن دولت مهرورزی که چیزی از مهر و عدالت سرش نمی شود و صحبت از انقلاب فرهنگی دومی به میان می آورد.در اواخر دولت سازندگی دور تازه ای از برخورد با فعالین دانشجویی و فعالین سیاسی و اجتماعی در جریان بود و در همان هنگام جنبش زیر زمینی متفکرین و روشنفکران به همراه عده بسیاری از دانشجویان مصمم و هم پیمان شده بودند تا نهال تازه پا گرفته جنبش را به ثمر رسانند .
تاریک اندیشان ومحفل نشینان هم که مدتی بود در حمام خون آب تنی نکرده بودند ، دوباره می رفتند تا به ارضای امیال شیطانیشان بپردازند ...
در همین روزگاران بود که در آستانه آن خرداد معروف قرار گرفتیم و سید خندان با آن پوسترهای تبلیغاتی ساده
بر دیوارهای شهر ها خودنمایی کرد . اکثریت هم با دیدن تصویر این آقای عبا شکلاتی یک ایکس بزرگ بر ذهنشان نقش بست .
حال از نقش تئوریسن ها که در خیابانهای سیاسی ایران جولان می دادند بگذریم ، طیف چپ که با راست در واقع هیچ فرقی ندارد ( همان اصلاح طلبان ) هم نیم نفس هایی می کشیدند .
سید علی آقا هم وارد معرکه شد و با آن گافهایی که داد و آنطور نوشتن اسم جناب ناطق که واقعا تابلو کرد .
باعث شد تا جامعه ای که با رای دادن قهر کرده بودند و برای رو کم کنی هم که شده تا ساعتهای پایانی بر
باجه ها صف کشند تا این بار یک نه بزرگ بگویند .
دوم خرداد شکل گرفت و حضرات مجبور به پذیرش .....
از فردا به جای اینکه فکری به حال حماسه سازان ( مردم ) دوم خرداد شود ، جناب خاتمی لیدر پشت ویترین اصلاحات شد و حجاریان ها موج اصلاحات را به جامعه تحمیل کردند ، ما هم که همیشه ثابت کرده ایم مردمان روزهای سخت نیستیم متوجه نبودیم که در گرماگرم این پیروزی چه هزینه هایی بر ما تحمیل می شود .
جنابان اصلاح طلبان بازی دانه و دام را به راه انداختند و ما کم کم درگیر بازی شدیم .
ناگهان ورقها برگشت ، باند سعید خان به دستور اربابانش مشغول به کار شد تا تمامی پروژه های نا تمام را
به یکباره به اجرا در آورد ، نهایتا بازتاب چیزی را که آقایان فکر می کردند ، از آن حذفهای فیزیکی نصیبشان نشد و حال این جنبش بود که بر موج اصلاحات سوار شد .
پیاده نظام جنبش به راه افتاد و در خانه های سیاه و سفید شطرنج سیاسی با چند حرکت آقایان را مجبور به عقب نشینی و گرفتن چند امتیاز کرد که هر چند جزیی ، اما بسیار تاثیر گذرا بود .
ناگهان خبر رسید که جام شوکران را حاج سعید سر کشیده و باقی قضایا ...
کوی دانشگاه شلوغ می شود و تمامی اتفاقاتی که باید رخ می داد بوجود می آید ، حرکتی که شاید بتوان گفت خودجوش ، از جنبشی جوان سال و خواهان رفرم .... کم تجربه اما صادق و استوار در اهدافش .
جنبشی که با خون دل هزاران مادر و پدر ایرانی پا گرفت .
جنبشی که از خون شهیدان وطن در آن اعدامهای انقلابی و جنگ 8 ساله و اعدامهای 67 آبیاری شد .
جنبشی که می خواست ملی باشد اما ملی گرایی کفر بود .
جنبش تنها به نبرد دژخیمان رفت ... حتی این بار پدر و مادر ها هم نبودند ....
تیغهای بی رحم استبداد گلبرگهای خیزش را پرپر کرد و در زیر چکمه های استبداد حتی رنگی از گلبرگها بر روی سنگفرش ها نماند .
روز ها گذشت تا به کارزار امروز رسیدیم .
هزاران دانشجوی سرخورده ، هزاران تبعیدی ناخواسته ، هزاران زندانی دانشجو و ..... .
اعتیاد ، بیکاری ، خودکشی ، سرخوردگی و ... بر پوسته جنبش نشسته اما هنوز جنبش استوار است .
جنبش استوار مانده تا در اولین باران تن خود را از تمامی چرکها بشوید .
دانشگاه همچنان زنده است و همچنان به حیاتش ادامه می دهد می دانی چرا ؟
چون دانشگاه گلچینی از اقشار جامعه است با هر طیف و دیدگاهی با هر شغل و جایگاهی ....
جنبش همچنان زنده است و زنده می ماند ، شاید نقش گلبرگها را از روی تخته سیاهها پاک کرده اند اما نقش گلبرگها بر روی ذهنها همچنان به یادگار مانده است .
شاید این بار راویان خشونت و انکار کنندگان هولکاست ، جانیان 67 و محفل نشینان بخواهند رنگ خشونت به بازی دهند و حتی برای بازی ننگینشان این بار بسیج دانشجویی و لومپنهای بی هویت را به بازی رو در رو کشانده اند وکمیته های انضباطی و نیروی انتظامی و حفاظت اطلاعات را پشتیبان آنها گذاشته اند .
اما این جنبش دانشجویی شاید این بار مجبور به دادن هزینه ای سنگین شود ، اما قطعا سر بلند از این بازی
به بیرون می آید .چون این بار دیگر با احساس به پیش نمی رود و تجربه نسل دوم وسوم رادر کارنامه اش دارد و نسل چهارمی که تازه به میدان آمده .... .
اما باید بسوی آن روز رویم که متحد و یک صدا و پرقدرت پیام خود را به همگان برسانیم .
فراموش نکنیم همچنان صحنه در دستان ماست.
شانزدهمین روز از نهمین ماه سال نیز رو به افول رفت و انگار نه انگار که در دفتر تاریخ این سرزمین کویری بوده است روزی به نام دانشجو وتاریخی به نام شانزده آذر که در آن حقی پامال شده بود و دانشجویان قربانی !و این قصه تا به امروز هم کشیده شده است .

این شانزدهمین روز از نهمین ماه سال انگار قرار است همیشه مظلوم واقع شود که صفحات تقویم هم باید بر این مظلومیت صحه گذارند و دانشجویان در روز خود هم اجازه ورود به دانشگاه را نیابند که البته این گناه هفتمین روز هفته نیست و خیلی وقت است که دانشگاه محلی شده است برای غیر دانشجو ودانشجویان با کوله بار ستاره و برگه کمیته انظباطی و هزار تهمت و انگ بر دوش ،پشت درهای بسته ایستاده اند ...

قرار بود این روز در تاریخ سندی شود دال برحقانیت دانشجو وافسوس که تنها نشانه ای شد از مظلومیت آن ..

حالا در این اواخر سال از حضور دولت مهر ورز دانشگاهی نیست که دانشجویش از مهر مدیران و مسئولان دانشگاه و وزارت فخیمه علوم  آن در امان مانده باشد .

 اکنون از افتخارات رییسان دانشگاهها شکایت از دانشجویان است و دستگاه قضایی تنها به جرم خیالی در ذهن و جرمی اثبات نشده با جویندگان دانش سرزمینش آن می کند که صد رحمت به دشمن!!!

انگارهمیشه قرار بر این است که عکسهایی باشند در این روز که از درون قاب سرد و خاموش خود به تو نگاه کنند وتو آرزوی آزادی آن ها را در دل فریاد کنی

آسمان را سراسر مه گرفته و می بارد مثل دل مردمان این خاک همیشه تشنه...
گرامی باد 16 آذر روز دانشجو
گرامی باد 18 تیر
احمد باطبی و کیانوش سنجری را فراموش نکنیم
من اگر برخیزم ، تو اگر برخیزی همه برمی خیزند
من اگر بنشینم تو اگر بنشینی چه کسی برخیزد
چه کسی با دشمن بستیزد
از کجا که من وتو شور یکپارچگی را درشب برپا نکنیم
از کجا که من تو مشت رسوایان وا نکنیم ....

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 11:11  توسط ش ب ن م.... | 


همیشه دیواری بوده است، همیشه پرده ای، بین ما و نفس کشیدن در هوای آزاد.هوای آزاد. زنم من.زنی در اندرونی، در پستویی که در آن حسرتها و آرزوهایم را پنهان کرده ام. پستویی که بوی خواسته های مردانه ات در آن هوای آزاد رهایی، هوای آزاد را پس میزند. زنم من. زنی که مشروطه را پشت سر گذاشته است. اسلحه بدست و فریاد بر زبان. به استقبال آزادی رفته است و خیلی زود از کفش داده است، از کفش ربوده اند! زنم من، در هیات یک انسان. هر چند اگر کاغذی به نام قانون به انکارم برخیزد. زنم من و انکار من حقیقت است.یک قرن این را گفته ام و تو هنوز آن را نشنیده ای.همیشه دیواری بوده است، همیشه پرده ای. چهره ام را ببین. این صورت دیروز من است از یادم نمی رود. از یادم مبر! من همانم. از اندرون پنهان تو به خیابان آمده ام.با تو سخن گفته ام.دنیا صدایم را شنیده است.دنیا به سلامم جواب گفته است و تو هنوزدر کار دیوار کشیدن و پرده انداختنی. با من بیا: از دیروزتو به امروز من.اگر نیایی فردا ار آن من خواهد بود
+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 10:46  توسط ش ب ن م.... | 

نیم نگاهی بر اینترنتی شدن ثبت نام در دانشگاه آزاد اسلامی !!!

تکنولوژي اساسا به کارگيري دانش براي حل مشکلا ت علمي و بالطبع زندگي مردم است و عامل اساسي در توسعه تکنولوژي، پيشرفت خواهي و باور بر امکان بهبود شرايط انسان ها بوده، به شرطي که شرايط استفاده و طريقه بکارگيري از آنان براي عموم فراهم باشد که اين شيوه کاربرد به فرهنگ جاري در ميان مردم بستگي دارد چرا که رابطه ميان تکنولوژي و فرهنگ رابطه اي بسيار اصيل است. با ورود اينترنت و دنياي مجازي بسياري از امور به آساني انجام مي گيرد و تسهيل و سريع در کارها از ويژگي هاي اين تکنولوژي مي باشد.
مدتي است شاهد طرحي متفاوت در دانشگاه آزاد اسلا مي هستيم، طرحي جديد که شايد مورد انتقاد و گاهي استقبال برخي دانشجويان و اساتيد و حتي مسوولين قرار گرفته است، «طرح اينترنتي کردن ثبت نام در دانشگاه ها» اين طرح اگرچه در آغاز بسيار زيبا و کارآمد مي نمود ولي به خاطر برخي نواقص، آنطور که بايد امتحان خود را به طور صحيح پس نداد. البته قابل ذکر است که در برخي واحدهاي اين دانشگاه اين سيستم به طور کاملا  جا افتاده کار خود را به خوبي انجام مي دهد و دانشجويان از آن راضي به نظر مي رسند. اما کاستي هاي موجود در اين طرح باعث ايجاد اختلا ل در سيستم گزينش رشته و کندي در روند ثبت نام شده است که برخي آن را «ايراد طراحي سايت» نام گذاري کردند. برخي از سايت هاي دانشگاه ها به دليل محدوديت ظرفيت و فضا در هنگام ورود، متقاضي را دچار مشکل مي کند و مانع از ورود کاربران به آن مي شود، يا به علت تراکم متقاضيان، ورود به سايت با تاخير انجام مي گيرد. از جمله واحدهايي که سيستم سايت آن هنوز داراي نواقصي خاص مي باشد دانشگاه آزاد اسلا مي واحد تهران مرکز است. اگرچه سيستم ثبت نام اينترنتي در اين واحد به صورت آزمايشي به مدت يک هفته است که کار خود را آغاز کرده ولي در گفت وگويي که با مسوولين و دانشجويان دانشکده انجام شد برخي از آنها نظرات مختلفي را اظهار کردند، از جمله اينکه طراحي سايت را داراي ايرادات فراواني دانستند و اينکه هنگام قطعي سيستم و برق کل مراحل ثبت نام از بين مي رود، همچنين برخي مسوولين که داراي موقعيت هاي کليدي و اجرايي در دانشکده بودند گفتند که حجم کاري شان افزايش پيداکرده  چرا که دانشجويان براي رفع نقص ثبت نام، مجددا به آنها مراجعه مي کند. دانشجوي ديگري عنوان کرد که انتخاب واحد اينترنتي  را انجام داد که بعد از خروج سيستم متوجه شد که چيزي در فايل اش ثبت نشده است. همچنين گفتند وقتي سايت محدوديت فضا براي اعلا م نمره ها دارد پس براي انتخاب واحد، جريان از اين بدتر مي شود.
در اين ميان عاملي که نظر بسياري را به خود جلب کرده، نارضايتي برخي دانشجويان به دليل دسترسي نداشتن به اينترنت بود که مجبور بودند براي ثبت نام خود به کافي نت هاي موجود در شهر مراجعه کنند که آن هم با مشکلا تي همراه بود از جمله پرداخت هزينه اي اضافي جهت ثبت نام يا به دليل در دسترس نبودن به موقع به اينترنت اکثر کلا س ها پر شده يا ساعات مناسب کلا سي به آنها تعلق نمي گيرد. همچنين محدوديت زماني که براي ثبت نام قرار داده اند يعني از 16 الي 24، ترافيک سايتي ايجاد کرده و دانشجويان را با مشکل مواجه مي سازد. ولي پس از ارزيابي هاي دقيق متوجه شديم عده اي هم با اين طرح موافقند و استقبال زيادي از آن کرده اند و ابراز خوشحالي از اينکه اين طرح به نوعي باعث همنوايي با تکنولوژي روز شد. به راستي که اين طرح علي رغم مشکلا ت زياد، داراي امتيازات مثبتي هم بوده. از جمله از بين رفتن ازدحام در صف ها و گذراندن ساعات طولا ني درآن اشاره کرد و همچنين به دنبال امضاهاي پي درپي جهت تائيديه هاي برگه هاي انتخاب واحد و... در اين ميان دانشجويان از واحدهاي مختلف دانشگاه آزاد از جمله واحد قيام دشت اعلا م کردند که از سيستم سايت شان بسيار راضي هستند و مسوولين دانشگاه تنها وقتشان صرف بازرسي کلا س ها جهت تکميل ظرفيت و اعلا م آن مي شود.
عده کثيري هم معتقد بودند که با وجود چنين طرحي در وقت و زمان آنها صرفه جويي مي شود. اما در اين ميان با اجباري کردن و لزوم داشتن عابر کارت ملت براي واريز شهريه از طرفي باعث شد دانشجويان بدون حضور در صف هاي بانک شهريه را از طريق اينترنت و عابربانک واريز کنند ولي از طرفي بايد قابليت پرداخت و دريافت قبوض و شهريه به يک بانک متمرکز نشود و با ايجاد سيستم شتاب اين طرح شامل همه بانک هاي کشور شود.
همچنين به نظر مي رسد براي رفاه حال دانشجويان و تسريع در روند ثبت نام آنها با افزايش سالن هاي سايت و سيستم هاي کامپيوتر و اينترنت  پرسرعت به اين مهم توجه گردد. به هر حال اين طرح با تمام معايب و محاسن در حال شکل گيري در  سيستم دانشگاهي است. اگر مسوولين مخالفتي با نفس اين طرح ندارند، اما زماني رضايت اکثر مسوولين و دانشجويان را جلب مي کند که طبق استانداردهاي روز عمل کند و اين تنها وجدان حرفه اي افراد ذي نفع را مي طلبد تا اين پروسه هدفمند را به صورت سيستماتيک  دنبال کنند. چرا که زماني که اين سيستم به طور صحيح کار خود را انجام ندهد در بر همين پاشنه مي چرخد و اين نکته را نبايد از ذهن دور داشت که هرچند اين طرح داراي محاسن بسياري بود ولي در عين حال معايب آن باعث پرداخت هزينه هايي از جانب دانشجويان شد.
 البته خوب و بد بودن هر طرحي هيچ گاه مطلق نيست و بايد به جمع جبري خوبي ها و بدي ها نگريست و قطعا سنجش فوايد هرچيزي در برابر هزينه هاي آن منطقي است. اميد است که اين طرح کارشناسانه تر از پيش کار خود را ادامه دهد و روز به روز راه هاي تسهيل و تسريع در امور دانشجويان افزايش پيدا کند.

چاپ شده در روزنامه مردم سالاری مورخ۸ مهر ماه ۱۳۸۷

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 11:34  توسط ش ب ن م.... | 

رئيس مرکز مشارکت زنان رياست جمهوري اعلا م کرد: تبعيض جنسيتي بايد در برخي مشاغل اعمال شود. وي گفت: تبعيض جنسيتي در مشاغل خاص زنان بايد اعمال شود اما حضور زنان در مشاغل سخت مانند کار در معدن مکروه است و زنان با کمال ميل فضاي کار در اين مشاغل را در اختيار مردان قرار مي دهند.
جريان اين تصميم قانون جديد با نگراني از کاهش نسبت پسرهاي تحصيلکرده به دخترها شروع شد ولي کسي در اين تفکر نبود چرا پسرها کمتر براي ورود به دانشگاه تلا ش مي کنند. کوتاه ترين ديوار قطعا به دخترها تعلق داشت اين موضوع نسبت به ساير مسائل زنان اگرچه از اهميت کمتري برخوردار است، اما عموميت آن به قدري است که جايي براي تامل در اذهان باقي نگذاشت. تفکيک جنسيتي در دانشگاه ها در سطح مديريتي باعث شده تا مديران زن به شکل محسوس زير سايه همتايان مرد خود قرار بگيرند و در واقع تبديل به بازوهاي اجرايي مديران اصلي (مردان) گردند.
سهميه بندي در دانشگاه ها باعث مي شود مردان سهل تر وارد دانشگاه شوند و سراشيبي راحت طلبي بدترين ظلم بشر بر خود است. اعمال اين سهميه بندي از سال 1382 مطرح شد و اين محدوديت در بدو ورود به خصوص شامل حال دانشجويان کارشناسي ارشد پزشکي - کشاورزي - معدن و... است. از طرف ديگر اين طرح به نوعي متوجه کساني که وارد دانشگاه نشده اند نيز هست. هر جا که امکان رقابت علم باشد آن جامعه شکوفاست. ولي در جامعه اي که جنسيت سبب برتري گروهي بر گروه ديگر باشد، ديگر نمي توان انتظار وجود دموکراسي را در آن داشت. حتي اين حالت تفکيک جنسيتي در سيستم آموزش و پرورش هم ديده مي شود. چهره اي که از زن در خانواده نشان داده مي شود، هميشه زني است که بيشتر وقتش در آشپزخانه است و دخترش هم در کنار مادر کار مي کند آيا تصاوير و جملا ت به ظاهر ساده اي که از همان ابتدا به کودک مي گويند، «بابا نان داد» آيا فقط بابا نان مي دهد؟ با واقعيات جامعه ايران و زن ايراني انطباق دارد؟ سطح مشارکت زنان در ايران بسيار بالا تر از اين است که بخواهند مثل کوکب خانم کتاب هاي درسي نميرو درست کنند. اين واقعيت در کتاب هاي درسي ما ناديده گرفته مي شود، در کتاب هاي درسي ما حتي يک نمونه زن شاغل هم پيدا نمي شود، محتوي آموزشي در ايران، مردسالا ر است ولي تفکري که در همه جا به تفکيک جنسيتي مي انديشيد به اين محتوي راضي نيست، جدايي زن و مرد در اتوبوس و مترو، مسوولان را به فکر جدايي آنان در بيمارستان، سينما و راه پله ها و حتي دانشگاه ها هم کشيده ولي اين تفکيک جنسيتي در اين نگاه نبايد شامل حال سيستم آموزش و رشته هاي دانشگاه و ميزان ورودي هاي دانشگاه شود.
ضرورت فيزيکي اوليه که مادران بايد کودکانشان را به دنيا آورند و پرستاري کنند به سادگي به استمرار نقش مراقبتي و پرورش که زنان در تمام فرهنگ ها مي پذيرند مي انجامد، زنان به واسطه نقشي که به عنوان مادر و مراقبت کننده دارند اساسا در فعاليت هاي خانگي جذب مي شوند و زنان همان چيزي مي شوند که داستان نويس و منتقد اجتماعي فرانسوي «سيمون دوبوار» جنس دوم ناميد. زيرا از فعاليت هاي عمومي تري که مردان مي توانند آزادانه به آن بپردازند کنار گذاشته شدند.
مردان به علت نيروي برتر فيزيکي يا توانايي هاي فکري خاص بر زنان مسلط نيستند، بلکه به اين علت بر آنها تفوق يافتند که بيش از به وجود آمدن کنترل مواليد زنان اسير ساختمان بيولوژيکي خود بودند. بارداري پي درپي مراقبت مستمر از کودکان، آنان را براي تامين معيشت به مردان وابسته کرد.
هر انساني حق دارد در رابطه با علايقش تصميم بگيرد و در نهايت خود انسان است که بايد تفاوت گذاري کند، نه اينکه موضوع يک تفاوت گذاري مقرر شده قرار بگيرد. وظيفه جامعه است که امکان بروز و پرورش علايق مختلف را فراهم کند، آموزش يک حق اساسي انساني است و نمي توان دختر يا پسر را از فراگيري يک رشته آموزش هاي طبيعي محروم کرد. يکي از مهمترين مفاد پيمان نامه هاي بين المللي در زمينه حقوق کودکان و نوجوانان حق آموزش است. چه اجباري بودن چه رايگان بودن آموزش و چه کيفيت و هدف آن براي پسر و دختر يکسان است. جوانان امروز، مادران و پدران آينده هستند و وظيفه مشترک تربيت فرزندان را بر عهده دارند، جدا کردن اين دو نه تنها کمکي به زندگي آينده آنها و نسلي که بايد پرورش دهند نمي کند بلکه همياري و فرهنگ مشترک در تربيت فرزندان را از بين مي برد، در نابرابري جنسيتي هر جا که زنان از ساختار تصميم گيري خانواده ها حذف مي شوند، کودکان بيشتري دچار سو»رفتار مي شوند. ما با توجه به تغييراتي که در نظام آموزشي دانشگاه ها مي دهيم اين تعادل را بر هم مي زنيم و دختران را از خيلي از مشاغل و رشته ها يا حتي نوع ظرفيت پذيرش محروم مي کنيم. براساس تحقيقات روانشناسان فعاليت هاي مغز زنان بيشتر از مردان است، زنان زودتر و بهتر از مردان تکلم مي کنند، زودتر بالغ مي شوند و برداشت هاي اوليه شان سريع تر است. خوداتکايي و تحمل دردشان نسبت به مردان بسيار بيشتر است و برخلا ف مردها کمتر از مرگ مي هراسند بنابراين در چنين شرايطي است که اعمال شرايط فرهنگي و اجتماعي موجب گريز و نارضايتي زنان مي شود و از شخصيت و جنسيت خود احساس نارضايتي مي کنند. البته اين سازمان به چرايي اين مساله نپرداخته و کنجکاوي براي کشف علل اين نارضايتي عظيم در رسانه ها مسکوت ماند، نتيجه نگران کننده اين نظرسنجي اعلا م شده که دست کم طي چند سال گذشته دختران نسبت به سال هاي قبل سهم بيشتري  در مشارکت هاي اجتماعي داشته اند به گونه اي که اکنون بيش از 60 درصد ورودي هاي دانشگاهي را دختران تشکيل مي دهند و سهمشان از اشتغال در سطوح مياني و پايين  نيز افزايش يافته است. بنابراين توجه به اين واقعيت ها نشان مي دهد که بايد علل نارضايتي بالا ي دختران از جنسيت و بالطبع هويت خويش را در مولفه هاي ديگري هم جست و جو کرد.
بايد اجازه داد تا زمان بگذرد و خرده فرهنگ هاي مخرب و تبعيضآميز رنگ ببازد به هر حال حرکت تاريخ هميشه رو به جلو بوده احياي حقوق زنان و بالطبع حقوق بشر از نظر من جز با درک صحيح مساله جنسيت «Sexuality» امکان پذير نيست. نوشتن چيزي به نام تاريخ جنسيت در ايران يا خطه فرهنگي ما ضروري به نظر مي رسد. تبارشناسي تبعيض جنسي امروزه جزو يکي از ضروريات جامعه ايراني است که درک عميقي براي مطالعه مي طلبد.

چاپ شده در روزنامه مردم سالاری مورخ ۱۸/۶/۸۷ توسط شبنم موسوی خصال

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 18:17  توسط ش ب ن م.... | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
وانیل و شکلات دو مزه متفاوت که باهم بسیار عجین هستند.همانطور که گاهی در عشق و زندگی اتفاق می افتد .با خواندن مطالب وبلاگم گاها" با این حالت تناقض و در عین حال هماهنگ روبرو خواهید شد.که آن را میتوان از خواص مسائل اجتماعی و بخصوص زنان دانست.امید است از طریق این وبلاگ به عنوان یک تریبون فرهنگی و به دور از بازیهای سیاسی در جهت احقاق حقوق زن حرکت کنیم.



نوشته های پیشین
هفته سوم آذر 1388
هفته دوم آذر 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM